به گزارش شهرآرانیوز؛ «مامان! ما از کجا اومدیم؟» همینطور که مات و مبهوت نگاهش میکنم احتمالهای زیادی را از ذهنم میگذرانم، یعنی از همسنوسالانش چیزی شنیده یا توی گوشی من چیزی دیده؟ هنوز مغزم هنگ است و نمیدانم چه پاسخی باید بدهم. نه میخواهم دروغ بگویم و نه صریح دراینباره با او صحبت کنم، برای همین خیلی آرام از ماجرای آشنایی خودم و پدرش شروع میکنم تا اینکه به ازدواج ختم میشود.
برای ادامه داستان چیزی برای گفتن ندارم و همینطور نگاهش میکنم که دوباره سؤالش را تکرار میکند: «خب، نگفتی مامان ما از کجا اومدیم؟ الهه میگفت بابابزرگش اینا از شیراز اومدن اینجا.» تازه متوجه منظورش میشوم و نفس راحتی میکشم. بعد هم داستان زندگی پدربزرگش را برایش میگویم. داستان شیرینکاری دوستم و دختر کنجکاو پنجسالهاش که به اینجا میرسد، خندهام میگیرد.
امثال او، پدر و مادرهای زیادی داریم که قصه تربیت جنسی کودکان و نوجوانانشان را هیچوقت جدی نمیگیرند. معمولا مرجع دانستنیهای فرزندشان دراینباره هرکسی و هرچیزی هست، جز خود آنها تا اینکه در دوره نوجوانی که نیازهای جنسی نوجوانشان برانگیخته میشود، مجبور میشوند یا تمام قد در برابرش بایستند و سرکوبش کنند یا آنقدر آزاد و رها بگذارندش که کار به چهکنمهای بعدش برسد. نمونهاش روابط بیضابطه برخی از نوجوانان درجامعه امروز است که از کنترل والدین خارج و به فضای مجازی سپرده شده.
موضوعی که دیگر یک دغدغه نیست و به یک چالش جدی در روابط والدین با نوجوانانشان تبدیل شدهاست و ما امروز میخواهیم یکبار دیگر با راهنمایی و مشاوره دکتر حسین کدخدا، روانشناس حوزه کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان قدری دراینباره با شما صحبت کنیم.
نیاز جنسی یک نیاز طبیعی و البته ضروری مانند خوردن و آشامیدن است که نه میتوان آن را سرکوب کرد و نادیدهاش گرفت و نه افسارگسیخته رهایش کرد، بلکه نیازمند مراقبت و کنترل است. با این همه، یک تفاوت مهم با این نیازها هم دارد، اینکه برخلاف نیاز گرسنگی و تشنگی که پاسخ ندادن به آنها، حیات آدمی را با خطر روبهرو میکند، برآورده نشدن نیازجنسی تهدیدی برای زندگی نیست، یعنی آدمی میتواند آن را تا زمانی مشخص به تأخیر بیندازد. بهعبارت دیگر نه باید آن را بهکل سرکوب کرد و نه این تصور را داشت که باید درلحظه به آن پاسخ داد، بلکه باید با کنترل و مراقبت برای آن برنامه داشت.
درحوزه مسائل جنسی جامعه ما همواره گرفتار افراط و تفریط بودهاست، بهویژه در بین قشر جوان و نوجوان. درگذشته بهقدری این نیاز سرکوب میشد که خیلی از همسران درهنگام ازدواج (بهویژه زنان) به آن اکراه داشتند و امروزه بهقدری آزاد و افسارگسیخته رها شدهاست که شاهد روابط بیضابطه در بین برخی نوجوانان و جوانان هستیم.
هشدارهای زیاد و امر و نهیهای دائمی به بچهها بدون آگاهسازی، مانند اینکه فقط به آنها بگوییم «مراقب باش کسی دستش بهت نخوره» در آینده سبب سردی رابطه و چالشهای زیاد بین آنها و همسرانشان خواهد شد. نداشتن کنترل و مراقبت بر نیازجنسی نوجوان و رها کردن آن هم سبب اعتیاد به فعالیتهای جنسی در آینده میشود، حتی گاهی این اعتیاد حد و مرزهای اخلاقی را هم درمینوردد.
آموزشهای خودمراقبتی جنسی از بدو تولد شروع میشود. درست زمانی که مادر کودکش را در خلوت پوشک میکند و اجازه نمیدهد حریم خصوصی کودک بشکند یا زمانی که با پوشش مناسب کودکش را به حمام میبرد یا به دیگران درباره بوسیدن و درآغوش گرفتن اجباری کودک تذکر میدهد.
در کنار این خودمراقبتیهای دوره کودکی، فرزند ما در دوره نوجوانی نیاز به دانستن اطلاعاتی دارد که اگر ما در ارائه بهموقع آنها تعلل کنیم، بهطور حتم جای خالی ما را کسی یا چیزی با اطلاعات اشتباهش پُر خواهدکرد؛ بنابراین لازم است که خودمان را تاپیش از رسیدن فرزندمان به سن نوجوانی برای این منظور آماده کنیم.
سن بلوغ در نوجوانان بسته به ژنتیک، فرهنگ و محیط بسیار متغیر است، برای همین نمیتوانیم از مربیان مدرسه انتظار داشتهباشیم که برای آگاهسازی بچهها دراینباره وارد عمل شوند. ازاینرو ما والدین خودمان بهترین گزینه برای این منظور محسوب میشویم و باید با دیدن نخستین نشانههای بلوغ جنسی فرایند آگاهسازی فرزندانمان را شروع کنیم. یادمان باشد، نیاز جنسی نیازی نیست که بتوان با صحبت نکردن و نادیده گرفتنش آن را در نوجوان خاموش کرد.
آگاهسازی بچهها باید با آغاز بلوغ جنسی شروع شود و والدین براساس دانستنیهای آنها مرحله به مرحله اطلاعات به بچهها تزریق کنند، بنابراین اگر نوجوانمان پرسشی دارد و درباره موضوعی میخواهد بداند، خجالت را کنار بگذاریم و با او صادق باشیم. باهمه اینها شما باید درباره چند مسئله مهم با آنها بدون رودربایستی صحبت کنید. برای نمونه:
والدین درکنار آگاهسازی نوجوانشان، وظیفه مراقبت و کنترل او را هم دارند. برای این منظور باید درک درستی از دوره نوجوانی، بلوغ و نیاز جنسی در آنها داشتهباشیم و همه جانبه به آن نگاه کنیم. برای نمونه به این چند توصیه توجه کنید.
گروه همسالان را کلاس نامرئی مینامند. پس پیش از اینکه فرزندتان برای خودش دوستی بیابد، او را در معرض انتخاب یک دوست خوب قرار دهید. برای این منظور میتوانید با خانوادهای که فرزندی همسن و همجنس فرزند شما و فرهنگی متناسب با خانواده شما دارد، رفتوآمد کنید.
سن آموزش مهارتهای دهگانه زندگی مانند حلمسئله و ارتباط مؤثر از کودکی است، نه بزرگسالی. هرچه فرزندتان مهارتهای بیشتری را یاد بگیرد، در برابر مشکلات و تهدیدهای بیرونی مقاومتر خواهد شد.
از کودکی درباره حریم محرم و نامحرم با فرزندتان صحبت کنید و اجازه ندهید حتی به اسم فامیل، روابط باز و کنترلنشدهای با همسن وسالان غیرهمجنس خود داشتهباشد. از سن بلوغ به آنها بیاموزید که همواره باید حریمشان را با غیرهمجنس خود حفظ کنند.
وقت نوجوانتان را با برنامههای مفید پرکنید و اجازه ندهید که او خیلی در تنهایی خودش و فضای مجازی فرو برود. برای نمونه در کنار فعالیتهای معمولش مانند درسخواندن حتما یک فعالیت خاص که موردعلاقهاش نیز باشد، برایش دستوپا کنید.
از کنار مسائل دوره بلوغ مانند جوشهای صورت بیتفاوت نگذرید و آنها را بهانهای برای شروع صحبت با نوجوانتان درباره دیگر مسائل بکنید. یادتان باشد وظیفه ارتباطگیری با نوجوان برعهده والد همجنس اوست.
به منظور ایجاد آمادگی در خودتان برای پاسخگویی به پرسشهای جنسی فرزندتان و دادن آموزشهای لازم در این زمینه، با مطالعه کتابهای خوب، شرکت در کارگاههای آموزشی و ارتباط با یک مشاور و روانشناس حوزه کودکونوجوان سواد خودتان را افزایش دهید.
خطر خودارضایی کمتر از روابط با غیرهمجنس نیست. پس اگر متوجه خودارضایی در نوجوانتان شدید، آن را نادیده و کماهمیت نگیرید. با یک روانشناس دراینباره مشورت کنید و از او راهحل بخواهید. خودارضایی در پسران سبب کوچکشدن بیضهها و در دختران تنبلشدن تخمدانها میشود و گاهی تا ناباروری هم پیش میرود.
مراقب پوشش و رفتار خود در خانه باشید. پوشیدن لباسهای تحریککننده یا داشتن رفتارهای جنسی در برابر بچهها، افزونبر بلوغ زودرس سبب عادیسازی این مسائل برای آنها میشود.
محیطها و فضاهای تحریککننده را حذف کنید. برای نمونه از داشتن ماهواره در خانه بپرهیزید. مهمانیهای مختلط برگزار نکنید. اجازه رفتن بچهها به پارتی را ندهید. دسترسی آنها به فضای مجازی را محدود کنید. بچهها را باهم درخانه تنها نگذارید.
اگر ارتباطگیری با فرزند نوجوانتان به هردلیلی دشوار است یا توانایی پاسخ دادن به پرسشهای او را ندارید یا نمیتوانید بهراحتی درباره مسائل جنسی با او صحبت کنید، حتما از یک مشاور یا روانشناس مجرب و متعهد در حوزه کودک و نوجوان کمک بخواهید.
از کنار روابط آزاد نوجوانتان با غیرهمجنسش راحت نگذرید. این روابط هیچگاه به گفتوگوهای ساده کلامی ختم نمیشود.
اگر فرزندتان درگیر روابط عاطفی نیز شدهاست، این رفتار او را روی حساب احساسات و هیجانات زودگذر نوجوانی بگذارید با شرط گذاشتن برایش زمان بخرید تا به سن تفکر منطقی برسد، مانند اینکه ابتدا باید درسش را تمام کند.
ورزش یک جایگزین عالی برای سوق دادن نیاز جنسی در دوره نوجوانی به سمت یک فعالیت مفید است. سعی کنید حرکت در مسیر قهرمانی را برای او به یک هدف تبدیل کنید.
فرزندتان را در سن بلوغ ترغیب به انجام عبادتهای فردی مانند نماز و روزه بکنید. این عبادتها خویشتنداری بچهها را افزایش میدهد و آنها را برای قرارگرفتن درمسیر درست کمک میکند.
روی رژیمغذایی فرزندتان نظارت بیشتری داشتهباشید. برای نمونه غذاهای تند و تیز و گرممزاج، حرارت جنسی را افزایش و غذاهای سردمزاج کاهش میدهد.
جلسههای گفتوگوی خانوادگی برگزار و فرزندتان را تشویق کنید تا درباره مسائل و مشکلات روزمرهاش با شما صحبت کند. در این جلسهها همهباهم برای مشکلات راهحل پیشنهاد بدهید.
پیش از خرید هروسیلهای برای فرزندتان فرهنگ و قانون استفاده از آن را به او بیاموزید. بچهها باید بدانند هر خانوادهای قوانین خاص خودش را دارد و آنها ملزم به اجرای آن هستند.
با آموزش و مسئولیت دادن و تشویق و تأیید فرزندتان اعتمادبهنفس او را در بین همسالانش افزایش دهید تا جرئت نه گفتن پیدا کند.
آگاهسازی هیچگاه سبب آسیب به بچهها و پُررو کردن و گستاخ شدن آنها نمیشود، بلکه کمک میکند تا بتوانند راحتتر از خودشان مراقبت کنند.
در دوره نوجوانی بهجای مچگیری باید همه حواستان را بر پیشگیری متمرکز کنید.
بلوغ سن تکلیف است و باید به بچهها مسئولیت داد، نه اینکه با برچسب «بچه است»، آنها را کودک نگهداشت.
بچهها باید در دوره نوجوانی روی ما حساب کنند، نه اینکه از ما حساب ببرند.
آموزههای دینی براساس مصلحت جمعی است، نه منفعت شخصی. سود و زیان آن هم، فقط ناظر به شرایط کنونی نیست، پس زندگیهایمان را بیشتر از گذشته برمبنای توصیههای دینی پیش ببریم تا الگوی شایستهای برای فرزندانمان باشیم.
نوجوان باید توجه و نیاز عاطفیاش را از طریق والد غیرهمجنس و خواهر یا برادرش تأمین کند. این کار نیاز او به توجههای بیرونی از غیرهمجنسش را کاهش میدهد.